نظر همیاری برای یادگیری محتوای درسی و آماده سازی شاگردان برای شهروندی و زندگی متعادل اجتماعی، یک نظریه قدیمی است. همیاری به نظر جان دیویی به عنوان اولین اساس و پایه تحول تعدادی از الگوهای آموزشی در تعلیم و تربیت محسوب می شود و از الگوهای اجتماعی در آموزش حمایت می کند. در صورتی که اسلاوین معتقد است رقابت بهتر از کار گروهی نتیجه می دهد. نظام فعلی آموزشی در افغانستان و اکثر کشورها بر مبنای نظریه رقابت پایه گذاری شده اند. یکی از مشکلات نظام آموزشی رقابتی این است که شاگردان یک کلاس را نسبت به یکدیگر ارزیابی می کند. عیب این سنجش این است که افراد در کلاس در دسته های قوی، متوسط و ضعیف طبقه بندی می شوند و گروه ضعیف احساس می کند که قدرت مطرح کردن خود را در کلاس و در جامعه ندارد. بنابرین انگیزه ای برای کار و تلاش خلاقانه در اعضای این گروه به وجود نمی آید. همچنین استعدادهای پنهان این گروه سرکوب شده و خلاقیت آنها بروز نخواهد کرد. نظام آموزشی رقابتی از نظر روانشناسی اجتماعی پایه قوی ندارد و مشکلات بسیاری را برای زندگی اجتماعی و سیستم اداری کشور کرده است. واقعیت این است که همه اعضای جامعه در هر جایگاهی، برای چرخاندن چرخ جامعه اهمیت خاص خود را دارند، لذا تحقیر و سرکوب گروهی خاص باعث کندی حرکت تمام اجتماع می گردد. به طور مثال اگر نظافت شهر به خوبی انجام نشود، یا کارگرها به طور حرفه ای کار خود را انجام ندهند، حرکت اجتماعی دچار نقصان شدید خواهد شد. بر همین اساس در کشورهایی مثل فنلند نظام آموزشی بیشتر به نظریه همیاری تمایل دارد.

در تدریس مبتنی بر همیاری پنج عنصر همبستگی مثبت، مسئولیت فردی، تعامل چهره به چهره، مهارت های اجتماعی و پردازش گروهی وجود دارند. لذا همه شاگردان جایگاه مناسب خود را در گروه پیدا می کنند و از نتیجه کار گروهی احساس رضایت می کنند. همچنین سیستم بنا شده بر اساس این نظریه قابلیت های بیشتری برای آموزش روش های تحقیقی، تنوع آموزشی، آموزش به کمک بازی و استفاده از مدیا دارد. در این روش تدریسی خلاقیت و استعدادهای شخصی امکان بروز پیدا می کند و خلاقیت نقش محوری خواهد داشت، لذا به ایجاد یک جامعه پویا کمک خواهد کرد.

تدریس مبتنی بر همیاری با کار گروهی همراه است. کار گروهی نیاز به مهارت های متقابل شرکت کنندگان دارد. در کار گروهی افراد یاد می گیرند تا به یکدیگر گوش دهند و به نظرات یکدیگر احترام بگذارند. شاگردان یاد می گیرند تا نظرات خود را بیان کنند. همچنین یاد می گیرند که چگونه یک ایده خام فردی را به یک کار قابل اجرای جمعی تکامل دهند. لذا در تقویت استدلال و قدرت اندیشه منظم مفید است. کار گروهی باعث افزایش اعتماد به نفس شاگردان می شود.