سازمان ها مانند هر سیستم زنده ای در مراحل رشد و تغییر خود، با عوامل محدودکنندۀ رشد و عوامل تسریع کنندۀ آن مواجه اند. تغییرات شدید سازمان ها، کارکنان را با مسئلۀ بهبود توانایی های خود جهت سازگاری با ماهیت جدید مشاغل و همچنین کشف روش های جدید انجام آن ها روبه رو می کند. تغییرات عمیق در شیوۀ تفکر و جهان بینی، خلاف اطاعت از مدیران ارشد و چشم دوختن به دهان آن هاست. چالش های پیش روی تغییر بنیادی ناشی از محدودیت در یادگیری است که در بستر پنج فرمان اقدامات یادگیری شایستگی شخصی، الگوهای ذهنی چشم انداز مشترک، یادگیری تیمی و تفکر سیستمی، توانایی های یادگیری را ایجاد می کند. پویایی و تغییرات سازمان های امروزی، تغییرات اساسی در دانش، مهارت ها و روش های انجام کار مدیران و کارکنان را برای حضور در چرخۀ رقابت و ادامۀ حیات سازمان ها طلب می کند.

آمابایل موفقیت و اثربخشی سازمان ها را تا حد زیادی وابسته به نیروهای انسانی متخصص، کارآمد و خلاق می داند. در محیط متغیر و ناپایدار امروز، لازم است که تمامی سازمان ها به منظور حفظ و بقای خود، نیروی انسانی شان را به عنوان سلاحی رقابتی به کار گیرند تا بدین طریق بتوانند همراه با این تغییرات گام بردارند. بدیهی است که در چنین محیطی با شتاب تغییرات، افراد باید برای مقابله با چالش های جدید، قادر به انطباق خود با این تغییرات باشند که این امر کارکنان خلاق و نوآور می طلبد تا بتوانند خود را با تغییرات جدید منطبق کنند.

در پژوهش های زیادی تأثیرگذاری عوامل فردی، انگیزشی و محیطی بر خلاقیت دیده می شود. یافته های پژوهش های دو دهۀ اخیر بیانگر نقش برجسته تر عوامل محیطی در خلاقیت است. ویلسون و مکپیک معتقدند که وقتی فرهنگ تیمی در بین کارمندان وجود داشته باشد، مدیران موفق می شوند. به وجود آوردن محیط خلاق و نوآور مهم ترین عامل در تضمین بقای سازمان و ارائۀ اندیشه های جدید است.

عوامل محیطی تأثیرگذار بر سازمان ها، وجود رقابت شدید بین سازمان ها، تغییرات سریع نیازهای مخاطبان سازمان ها، شتاب تغییرات در همۀ اجزای سازمان ها و روش های انجام کارهای آن ها از جمله عواملی هستند که خلاقیت و مدیریت تغییر را به یکی از توانمندی های مدیران و کارکنان عصر حاضر تبدیل کرده اند؛ چراکه سازمان های موفق و کارآمد در عصر حاضر، سازمان هایی هستند که علاوه بر هماهنگی با تحولات جامعۀ کنونی، بتوانند مسیر تغییرات آینده را پیش بینی کرده و آن ها را در جهت ایجاد تحولات مطلوب برای ساختن آینده ای بهتر هدایت کنند.

ازآنجاکه خلاقیت ترکیبی از تعاملات منابع فردی و محیطی برای تولید راه حل های ارزشمند است؛ زمینۀ شکوفایی خلاقیت فردی نیازمند فرهنگ محیطی و سازمانی متناسب با خلاقیت ساختار مناسب، تشکیلات متناسب با اهداف، سبک مدیریت تفویض اختیار، ایجاد انعطاف پذیری و حذف مقررات و ضوابط خشک است. فرهنگ و جو سازمانی مشوق کارهای گروهی موجب تقویت خلاقیت است و کنترل بیش از اندازه تأثیر منفی بر آن دارد.